مدرك دعاى كميل
برخى از مدارك دعاى كميل و يا كتابهاى كه اين دعا را نقل كرده اند عبارتند از:
1 -
ابوجعفر محمد بن حسن على شيخ طائفه حقه شيعه معروف به شيخ طوسى (رضوان الله عليه ) متولد 385 و متوفى 460 كه به عقيده كليه علماى رجال از اكابر علماى شيعه و مرجع فضلاى زمان بوده و دو كتاب از كتب اربعه (تهذيب و استبصار) از آثار آن بزرگوار است . و بسيار جليل القدر و عظيم المنزله و در تمام علوم دينى خبير و در علم و عمل و كمالات نفسانى بى نظير بوده است . وى در كتاب (مصباح المتهجد) درباره دعاى كميل چنين گويد: روايت شده كه كميل بن زياد اميرالمؤ منين را ديد كه : در شب نيمه ماه شعبان در حال سجده اين دعا را مى خواند سپس ‍ شروع مى كند به دعاى مشهور كميل .
2 -
علامه بهبهانى (معروف به استاد الكل فى الكل ) متوفى 1206 كه در حدود دويست تاءليف دارد، در تعليقات خود راجع به كميل مى گويد: (و هو المنسوب اليه الدعاء المشهوره
كميل كسى است كه دعاى مشهور منسوب به او است ).
3 -
علامه مجلسى (ملا محمد باقر متوفى 1111 صاحب كتاب بزرگ (بحار الانوار) كه چاپ جديد آن يكصدو ده جلد شده است ) در كتاب (زاد المعاد) كه كتابى است در ادعيه در اعمال شب نيمه شعبان چنين مى گويد: چون دعاى كميل بن زياد كه از خواص اصحاب حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) است بهترين دعاهاست و از دعاهاى اين شب است و در اوقات ديگر نيز مى توان آن را خواند با ترجمه ، در اينجا ايراد مى نمايد كه در وقت خواندن يادآور معانى آن باشند تا فائده اش تمامتر و ثوابش عظيم تر باشد.
نكته اى كه بايد ذكر شود اينست اين قسمت از روى نسخه خطى زاد المعاد نوشته گرديده كه در آخر نوشته شده : كه اين نسخه از روى دستخط خود مجلسى نوشته شده است كه تاريخ آن 1107 است ، كه تقريبا چهار سال قبل از وفات مجلسى بوده .
4 -
سيد بن طاووس متوفى سال 665 كه از بزرگان علماى شيعه و بعضى گفته اند جزوكسانيست كه به زيارت حضرت مهدى (عليه السلام ) مشرف شده در كتاب (اقبال الاعمال ) روايت كرده كه كميل بن زياد گفت : روزى با مولايم حضرت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) در مسجد بصره نشسته بودم ، شب نيمه شعبان را يادآور شديم ، حضرت فرمود هر بنده اى آن شب را به عبادت و احياء بگذارند و دعاى حضرت خضر (عليه السلام ) را در آن شب بخواند البته دعاى او مستجاب گردد. چون حضرت به منزل آمد شب به خدمت او رفتم ، چون مرا ديد پرسيد اى كميل براى چكار آمده اى . عرض كردم براى دعاى خضر آمده ام ، فرمود بنشين ، اى كميل ! چون اين دعا را حفظ نمايى و هر شب جمعه يك مرتبه و يا در هر ماهى يك مربته و يا در هر سالى سك مرتبه ، يا در هر عمرى يك مرتبه بخوانى شر دشمنان از او دفع و خدا تو را يارى مى كند و رزق و روزى تو زياد مى گردد و گناهان تو آمرزيده گردد، اى كميل ! چون مدتى زياد در مصاحبت من به سر بردى تو را شايسته آن ديدم كه با اين دعاى مبارك ممتاز و سرافراز گردانم . پس فرمود بنويس و خود حضرت املاء فرمودند و من نوشتم . سپس سيد بن طاووس شروع مى كند به نقل دعاى معروف .
5 -
محدث قمى (حاج شيخ عباس ) صاحب (مفاتيح الجنان ) در (منتهى الآمال ) در شرح حال كميل گويد: دعاى مشهور كه در شب نيمه شعبان و شبهاى جمعه مى خوانند منسوب به آن جناب است .
لازم به تذكر است كه مرحوم حاج شيخ عباس قمى جزو علماء رجالى است كه معروف است . مرحوم آيت الله العظمى بروجردى گاه گاه در علم رجال به ايشان مراجعه مى كرد.
6 -
مرحوم حاج ميرزا هاشم خراسانى كه خود محققى كم نظير بوده در كتاب ارزنده اش (منتخب التواريخ ) در شرح حالات كميل بعد از آن كه جريان شهادتش را به دست حجاج نقل مى كند مى گويد: دعاى كميل كه در شبهاى جمعه و شب نيمه شعبان خوانده مى شود منسوب به ايشان است .
7 -
علامه معاصر حاج شيخ محمد تقى شوشترى در كتاب (قاموس ‍ الرجال ) در شمن حالات كميل مى گويد: صاحب دعاى منسوب به او كار در شبهاى جمعه و نيمه شعبان خوانده مى شود. البته در ضمن روايت سيد بن طاووس را نقل مى كند كه مذكور شد.
8 -
شيخ كفعمى (ابراهيم بن على بن الحسن جبل عاملى ) از علماى قرن هشتم كه در اكثر علوم اسلامى ماهر و مردى زاهد و با تقوى بوده است و داراى كتابهاى متعددى از آن جمله كتاب (بلدالامين ) و (مصباح كفعمى ) كه جزو كتب دعا و بسيار معروف است در اعمال نيمه شعبان در ضمن دعاهاى آن شب مى گويد: (ثم ادع بماروى ان اميرالمؤ منين يدعوا به ليله النصف من شعبان و هو ساجد)(6)
يعنى در نيمه شعبان اين دعا را كه از اميرالمؤ منين روايت شده بخوان كه حضرت در حال سجود آن را مى خواند.
محدث قمى تاريخ وفات كفعمى را نقل نمى كند ولى مى گويد تاريخ تصنيف كتاب مصباح 895 است . بعد در كتاب (هدية الاحباب ) گويد: (كفعم ) بر وزن (زمزم ) قريه اى است از جبل عامل .
نويسنده اين اوراق گويد: از مطالب گذشته اين طور نتيجه مى گيريم كه : 1 كميل از شخصيتهاى بزرگ مورد اطمينان بلكه صاحب سر اميرالمؤ منين بوده است و علماى رجال همه او را مورد اطمينان دانسته اند.
2 -
بزرگانى كه ذكر شدند اين دعا را به كميل نسبت داده اند.
3 -
اصطلاحى در ميان علماى ما است تحت عنوان (تسامح در ادله سنن )؛ يعنى آن طورى كه در ادله واجباب بحث و تحقيق و دقت مى كنند كه اين روايت يا روايات بايد با چه شرائطى باشد تا يك حكم واجب يا حرام را از آن استتباط كنند، آن شرائط را در مستحبات لازم نمى دانند چون مستحبات امرى جزمى نيستند.
4 -
بزرگانى كه شرح بر دعاى كميل نوشته اند - مانند حاج كلباسى كه از بزرگان محدثين و علماء بوده است و همچنين علامه سبزوارى كه شرحى علمى بر آن نوشته - تكيه بر شهرت دعا نموده و اصلا آن را مستغنى از بيان سند دانسته اند، و در خيلى از كتب ادعيه سندى براى دعا ننوشته اند يعنى شهرت آن به قدرى بوده است كه احساس نياز به ذكر سند نكرده اند.
5 -
فقرات دعا و جامعيت آن جهات فصاحت و بلاغت آن كاشف است كه از منشآت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) است .
6 -
سنخيت دعا با دعاهاى اميرالمؤ منين .
7 -
يك عمل مستحب كه مناجات با خدا است و در هر حال مطلوبست چنانكه خطاب به موسى شد اذكرنى على كل حال
يعنى موسى ! در هر حالى مرا ياد كن ) - و بيش از اين نياز به دليل ندارد به خصوص اگر به رجاء ثواب خوانده شود - و الله العالم .
سخنان على عليه السلام به كميل
در خلال مطالعات بر خورد نمودم به ملحقات تفسير (اصفى )(7) تاءليف محقق ارجمند و فيلسوف و فقيه بزرگوار مرحوم فيض كاشانى كه در آنجا نقل از نسخه نفيس منحصر به فردى از نهج البلاغه سخنان اميرالمؤ منين را به كميل ذكر كرده كه شايد در خيلى نسخه هاى نهج البلاغه نباشد و در آن در حدود صد مرتبه اميرالمؤ منين (يا كميل ) مى فرمايد كه داراى دستوراتى اخلاقى و عرفانى و توحيدى است ، لذا براى كميل اين جزوه در اينجا با ترجمه ذكر مى نماييم تا - ان شاء الله مورد استفاده عموم برادران و خواهران قرار گيرد.
روايت از حسن بن شعبه حرانى صاحب تحف العقول (8) است كه با يك سلسله اسناد از سعد بن زيدبن ارطاة نقل مى كند كه گويد: كميل بن زياد را ديدم و از فضائل اميرالمؤ منين از او سؤ ال كردم ، در جواب گفت مى خواهى تو را خبر دهم به وصيتى كه اميرالمؤ منين به من نموده و آن وصيت براى تو بهتر است از دنيا و هر چه در آن است . در جواب گفتم : آرى ، بعد گفت اميرالمؤ منين به من چنين وصيت نمود.
(يا كميل سم كل يوم باسم الله و قل لاحول ولا قوة الا بالله . و توكل على الله واذكرنا و سم باسمائنا وصل علينا. و ادربذلك على نفسك و ما تحوطه عنايتك ، تكف شر ذلك اليوم ان شاء الله ).
اى كميل ! هر روز (بسم الله الرحمن الرحيم ) بگو، و سپس ذكر (لاحول ولا قوة الا بالله ) را بخوان و توكل بر خدا كن ، سپس اسامى ، (ائمه معصومين ) را بگو و بر آنها درود و صلوات بفرست و به خدا پناه ببر و بعد به ما پناهنده شود، و همچنين خود و اولاد و آنچه دارى ، همه را به خدا و ما بسپار، از شر آن روز مصون خواهى ماند.
(يا كميل ان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ادبه الله وهو (عليه السلام ) ادبنى و انا اودب المؤ منين و اورث الاداب المكرمين ).
اى كميل ! به تحقيق ، پيغمبر را خدا ادب آموخت ، و پيغمبر مرا ادب آموخت و من مؤ منين را ادب مى نمايم . آداب را من براى بزرگان به ارث گذاشتم .
(يا كميل مامن علم الا و انا افتحه و مامن سر الا القائم (عليه السلام ) يختمه ).
اى كميل ! هيچ علمى نيست مگر آنكه من آن را افتتاح كردم . و هيچ چيزى نيست ، مگر آنكه امام قائم (عج ) آن را ختم كند.
(يا كميل ذريه بعضها من بعض و الله سميع عليم
اى كميل ! (پيامبران و ائمه معصومين از يك نسل و شجره طيبه هستند كه ) بعضى تز ايشان از بعضى ديگرند، و خداوند شنوا و آگاه است ).
(يا كميل لا تاخد الا عنا تكن منا
اى كميل ! علمت را جز از ما مگير، تا از ما محسوب شوى ). (يا كميل مامن حركة الافانت محتاج فيها الى معرفة
اى كميل ! هر حركت و كارى از تو نياز به شناخت دارد (بايد در كارها با شناخت و معرفت وارد شوى ).
(يا كميل اذا اءكلت الطعام فسم باسم الذى لايضر مع اسمه داء و فيه شفاء من كل الاسواء).
اى كميل ! هنگام غذا خوردن ، (بسم الله ) بگو كه با آن ، هيچ چيز ضرر نمى رساند. و در اسم خداى شفاى هر دردى است .
(يا كميل وآكل الطعام ولا تبخل عليه ، فانك لن ترزق الناس شيئا و الله يجزل لك الثواب بذلك احسن عليه خلقك . وابسط جليسك . ولا تتهم خادمك ).
اى كميل ! هنگام غذا خوردن ، كسانى را با خود در غذا خوردن شريك كن و بخل مكن ، زيرا تو مردم را رزق نمى دهى . و خدا در اين كار تو را ثواب بسيار عطا مى فرمايد. اخلاق خود را با وى (كسى كه با تو غذا مى خورد) نيكو كن و با گشاده روئى با وى برخورد كن و به خدمتگذار خود تهمت مزن و با او خشن رفتار نكن .
(يا كميل اذا اكلت فطول اكلك ليستوفى من معك و يرزق منه غيرك )
اى كميل ! هنگامى كه مشغول غذا خوردن مى شوى ، غذا خوردن خود را طول بده تا كسانى كه با تو غذا مى خورند سهم خود را از سفره برگيرند. (و ديگران نيز از غذا و روزى خود استفاده كنند).
يا كميل اذ استوفيت طعامك فاحمد الله على ما رزقك بذلك صوتك يحمده سواك فيعظم بذلك اجرك ).
اى كميل ! وقتى كه از غذا خوردن فارغ شدى ، سپاس خدا را در مقابل روزى كه به تو داده ، به جا بياور و هنگام سپاسگزارى صداى خود را بلند كن تا ديگران نيز سپاسگزارى كنند و بدين وسيله اجر تو زياد شود.
(يا كميل لا توقرن معذلك طعاما ودع فيها للماء موضعا و للريح مجالا ولا ترفع يدك من الطعام الا و انت تشتهيه ، فان فعلت ذلك فانت تستمرئه ، فان صحة الجسم من قله الطعام و قله الماء).
اى كميل ! معده خود را پر از غذا نكن و جائى براى آب و تنفس باقى نگهدار و دست از غذا خوردن برمدار مگر زمانى كه هنوز به آن مايل باشى و اگر چنين كنى ، از غذا نيرو مى گيرى (يعنى غذا خوب جذب مى شود) و بدان كه سلامت بدن از كم خوردن و كم نوشيدن است .
(يا كميل البركة فى مال من اتى الزكاة و واسى المؤ منين و وصل الاقربين ).
اى كميل ! بركت در مال كسى است كه زكات مى دهد و به مؤ منان يارى مى كند وصله رحم مى كند.
(يا كميل زد قرابتك المؤ من على ما تعطى سواه من المؤ منين وكن بهم اراف و عليهم اعطف . و تصدق على المساكين ).
اى كميل به قوم خويش مؤ من خود، بيشتر از قوم خويش غير مؤ منت عطا و بخشش كن و به آنها مهربانتر باش و نسبت به آنان بيشتر عطوفت كن و به فقرا و مساكين صدقه بده .
(يا كميل لا ترد سائلا و لومن شطر حبة عنب اوشق تمرة ، فان الصدقة تنمو عندالله ).
اى كميل ! نيازمندى را محروم نگردان ولو به نصف دانه انگور يا خرما باشد، بدرستيكه صدقه نزد خدا رشد مى كند.
(يا كميل احسن حلية المؤ من التواضع و جماله التعفف و شرفه التفقه و عزه ترك القال و القليل ).
اى كميل ! بهترين زينت و آرايش مؤ من ، فروتنى . است و جمال او عفت و شرف او ياد گرفتن (احكام دين ) و آبروى او، ترك بگو و مگو مى باشد.
(يا كميل فى كل صنف قوم ارفع من قوم ، فاياك و مناظرة الخسيس ‍ منهم و ان اسمعوك و احتمل وكن من الذين و صفهم الله (و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما).
اى كميل ! در هر صنفى ، قومى است كه بعضى (از نظر فكرى ) بالاتر از بعضى ديگرند.
پس بپرهيز از بحث و كشمكش با انسانهاى پست . و اگر بگفته تو گوش فرا داد از او تحمل كن و از آنها باش كه خدايتعالى ايشان را توصيف كرده كه مى فرمايد: هر گاه طرف خطاب نادانان قرار گيرند، با آرامش با آنها برخورد مى كنند. (يعنى ناسزاى آنها را تحمل مى كنند).
(يا كميل قل الحق على كل حال ووادالمتقين و اهجر الفاسقين و جانب المنافقين ولا تصاحب الخائنين ) اى كميل ! در هر حال حق را بگو و پشتيبان پرهيزكاران باش از فاسقين دورى كن و از منافقين اجتناب كن و با خائنين همنشين مباش .
(يا كميل لا تطرق ابواب الظالمين للاختلاط بهم و الا معهم و اياك ان تعظمهم و ان تشهد فى مجالسهم بما يسخط الله عليك و ان اضطررت الى حضورهم فداوم ذكر الله و التوكل عليه و استعذ بالله من شرورهم و اطرق عنهم و انكر بقلبك فعلهم و اجهر بتعظيم الله تسمعهم ، فانك بها تويد و تكفى شرهم ).
اى كميل ! در ظالمان را مكوب براى آنكه با آنها رفت آمد داشته باشى و با آنها كسب مال يا اعتبار كنى و بپرهيز از تعظيم كردن و اطاعت ايشان يا حضور در مجالس ايشان به كارى كه سبب غضب خدا برتوگردد و اگر به حضور در مجلسشان ناچار شدى دائما به ذكر خدا باش و بر او توكل كن و از شر آنها به خدا پناه ببر و به تجملات آنها توجه نكن و در دل كارهاى آنها را منكر باش و پيش آنها به خدا تعظيم كن و عظمت خدا را به آنها گوشزد نما زيرا تو بدين وسيله تاءييد مى شوى و از شر آنها ايمن مى مانى .
(يا كميل ان احب ما تمتثله العباد الى الله بعد الاقرار به و باوليائه التعفف و التحمل و الا صطبار).
اى كميل ! بهترين كارى كه بندگان خدا پس از اقرار به خدا و اولياى خدا، مى توانند انجام دهند، عفت و بردبارى و صبر است .
(يا كميل لاتا الناس اقتارك و اصبر عليه احتسابا بعزوتستر). اى كميل فقر و ناچارى خود را به مردم آشكار مكن و بر آنها صبر كن و براى خشنودى خدا و با عزت آنها را بپوشان .
(يا كميل لاباس ان تعلم اخاك سرك . و من اخوك ؟ اخوك ، الذى لايخذلك عند الشديدة ولا يقعد عنك عند الجريرة ولا يدعك ختى تساله ولا يذرك و امرك حتى تعلمه ، فان كان مميلا فاصلحه ).
اى كميل باكى نيست كه برادرت را از سر خود آگاه سازى ، اما كدام برادر؟ كه هنگام سختى تراپست نگرداند و هنگام جرير، (زيانهاى مالى ) پشتيبان تو باشد و عقب نشينى نكند و اگر چيزى از او بپرسى بر تو خيانت نكند و تو را تنها نگذارد تا بداند كه تو گرفتارى ندارى و اگر گرفتارى داشته باشى آن را اصلاح كند.
(يا كميل المؤ من مراة المؤ من ، لانه يتامله فيسد فاقته و يجمل حالته ).
اى كميل ! مؤ من آئينه مؤ من است يعنى عيب هاى او را به او مى گويد و تفقد حال او مى كند و در فقر بيمارى او را يارى مى كند.
(يا كميل المومنون اخوة و لاشى ء آثر عند كل اخ من اخيه
اى كميل مؤ منين با يكديگر برادرند و هيچ چيز نزد برادر اولى و بهتر از برادر نيست .
(يا كميل ان كم تحب اخاك فلست اخاه ، ان المومن من قال بقولنا، فمن تخلف عنه قصر عنا و من قصر عنا لم بلحق بنا و من لم يكن معنا ففى الدرك الاسفل من النار).
اى كميل ! اگر برادرت را دوست ندارى برادرش نيستى مؤ من كسى است كه پيرو ما ائمه معصومين باشد و گفتار ما را بگويد پس كسى كه از گفتار ما تخلف كند از ما بريده و كسى كه از ما جدا شود به ما ملحق نمى گردد و با ما نمى باشد پس (در آن صورت ) در درك اسفل از آتش است .
(يا كميل كل مصدور ينفث فمن نفث اليك منا بامر امرك بسترد فاباك ان تبديه وليس لك من ابدائه توبه و اذا كم يكن توبه فالمصير الى لظى ).
اى كميل ! هر افسرده دلى كه دل اندوه بار دارد اظهار درد دل مى كند، پس ‍ كسى كه اظهار درد دل با تو نمود آن را مستور كن مبادا آن را براى غير اظهار و افشا كنى ، زيرا افشاى آن توبه ندارد و گناهى كه توبه نداشته باشد عاقبت آن آتش دوزخ است .
(يا كميل اذاعة سر آل محمد (صلوات الله عليهم ) لايقبل منها ولا يحتمل احد عليها و ما قالوه فلا تعلم الا مومنا موفقا).
اى كميل فاش كردن سر آل محمد (صلى الله عليه و آله ) قابل جبران و گدشت نيست و از كسى تحمل نمى شود و سر آل محمد (صلى الله عليه و آله ) را جز به مومن موفق و با هوش نگوئيد.
(يا كميل قل عند كل شدة : (لاحول ولا قوة الا بالله ) تكفها و قل عند كل نهمة : (الحمدلله ) تزددمنها. و اذا ابطات الا رزاق عليك فاستغفرالله يوسع عليك فيها).
اى كميل در هنگام هر شدت و سختى بگو (لاحول ولا قوة لا بالله ) كه خدايتعالى بوسيله آن ترا نجات مى دهد. و نزد نعمت بگو (الحمدلله ) كه خداوند آن را فزونى مى بخشد. پس هنگامى كه رزق تو ديرتر رسيد استغفار كن خداوند در كار تو گشايش مى دهد.
(يا كميل انه مستقر و مستودع فاحذر ان تكون من المستود عين و انما يستحق ان يكون مستقرا اذا لزمت اجادة الواضحة التى لا تخربك الى عوج ولا تزيلك عن منهج ).
اى كميل ! ايمان بر دو قسم است : مستقر و مستودع ، (يعنى ايمان ثابت و ايمان عاريتى ) بپرهيز از ايمان عاريتى ، و اگر مى خواهى حتما مستحق آن باشى كه ايمان مستقر داشته باشى ، هنگامى به آن موفق مى شوى كه ملازم راه و روش باشى كه ترا به راه انحرافى نكشاند و از راه دست بر نگرداند:
(يا كميل لا رخصة فى فرض ولا شدة فى نافلة ) اى كميل ! براى كسى اجازه نيست واجبى را ترك كند و در انجام مستحبات به زحمت و مشقت بيفتد (يعنى در صورت مشقت داشتن نوافل ، ترك آن جايز است ).
(يا كميل انج بولايتنا من ان يشركك الشيطان فى مالك و ولدك ) اى كميل به وسيله ولايت و دوستى خود را نجات ده كه شيطان در مال و اولاد تو شركت نكند.
(يا كميل ان ذنوبك اكثر من حسناتك و غفلتك اكثر من ذكرك و نعم الله عليك اكثر من عملك )
اى كميل ! به تحقيق كه گناهان تو بيشتر از كارهاى نيك تو است و غفلت تو از ياد خدا بيشتر از ذكر و ياد خداست و نعمتهاى خدا بيش از عمل و كارهاى تو است .
(يا كميل انك لا تخلو من نعم الله عندك و عافيته اياك ، فلا تخل من تحميده و تمجيده و تسبيحه و تقديسه (و شكره ) و ذكره على كل حال ).
اى كميل بيرون از نعمتهاى خدا نيستى ، در حالى كه عافيت را به تو عنايت كرده (يعنى سرآمد تمام نعمتها عافيت است ) بنابراين هيچگاه از حمد و تمجيد و تسبيح و تقديس و شكر گزارى و ياد او فارغ مباش (يعنى سلامت ، بدان واجد همه نعمتهاى خدا هستى بنابراين ، غفلت از سپاسگزارى او مكن و در همه حال به ياد او باش .
(يا كميل لا تكونن من الذين قال الله (نسوالله نسيهم انفسهم ) و نسبهم الى الفسق فهم فاسقون ).
اى كميل ! سعى كن از آنهائى نباشى كه خداى تعالى درباره آنها فرموده : (آنها خدا را فراموش كردند، پس خدا خودشان را از ياد خودشان برد) و نسبت فسق به آنها داد پس آنها فاسقند.
(يا كميل ليس الشان ان تصلى و تصوم و تتصدق ، الشان ان تكون الصلاة بقلب نقى و عمل عندالله مرضى و خشوع سوى و انظر فيما تصلى و على ما تصلى ان لم يكن من وجهه وحله فلاقبول ).
اى كميل ! كار (شاءن ) آن نيست كه نماز بخوانى و روزه بگيرى و صدقه دهى ؛ بلكه كار آنست كه نماز تو با قلب پاكيزه و كار خدا پسند و خشنوع كامل باشد و ببين در چه لباسى و بر چه زمين و فرشى نماز مى گزارى ؟ اگر از راه مشروع و حلال نيست نماز تو قبول نخواهد شد.
(يا كميل اللسان ينزح من القلب و القلب يقوم بالغذاء فانظر فيما قلبك و جسمك فان لم يكن ذلك حلالا لم يقبل الله تسبيحك ولا شكرك ).
اى كميل ! زبان آنچه مى گيرد و مى گويد، از دل است و دل انسان قوامش ‍ به غذا است .
ببين دل خود را به چه وسيله تغذيه مى كنى ؟ اگر از راه حلال نيست ، خداى تعالى تسبيح و ذكر ترا نمى پذيرد.
(يا كميل افهم و اعلم انا لانرخص فى ترك اداء الامانة لاحد من الخلق ، فمن روى عنى فى ذلك رخصة فقد ابطل و اثم و جزاوه النار بما كذب ، اقسم لسمعت رسول الله (صلى الله عليه و آله ) يقول لى قبل وفاته بساعة مرارا ثلاثا: يا اباالحسن اءد (اء) الامانة الى البر و الفاجر فيما جل و قل حتى الخيط و المخيط.
اى كميل بفهم و بدان ما كسى را از مردم در ترك امانتها رخصت نمى دهيم ، پس كسى كه از من نقل كند چنين رخصتى را بتحقيق بيهوده و گناه است و پاداش او آتش است به واسطه دروغى كه گفته . سوگند ياد مى كنم هر آينه شنيدم از پيغمبر اكرم ، يك ساعت قبل از وفاتش كه سه مرتبه فرمود: يا اباالحسن ! (كينه اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) است ) امانت را به صاحبش رد كن ، خواه نيكوكار باشد يا بدكار، خواه امانت كوچك باشد يا بزرگ ولو يك رشته نخ باشد.
يا كميل لاغز والا مع امام عادل ولا نفل الا نفل الا من امام فاضل اى كميل ! جنگ وجهادى نيست مگر با امام عادل (يعنى با اذن و اجازه او) و استحبابى در نماز جماعت نيست مگر با امامى كه داراى فضيلت است (يعنى امام جماعت حتما بايد يك مزيت به ماءموم داشته باشد).
يا كميل لولم يظهر نبى و كان فى الارض مومن تقى لكان فى دعائه الى الله مخطئا او مصيبا، بل و الله مخطئا حتى ينصبه الله لذلك و يوهله له .
اى كميل ! اگر پيامبرى روى زمين ظاهر نمى شد و در روى زمين يك مؤ من پرهيزكار مى بود، هر آينه در دعاى خود به سوى خدا يا خطاكار بود و يا به هدف رسيدن و مصيب بود. (بعد فرمود) بلى قسم به خدا خطاكار بود تا اينكه خداى تعالى براى شما يك پيامبر مى فرستاد و به مقام پيامبرى او را منصوب مى كرد و اهلبيت و شايستگى او را گواهى مى نمود.
يا كميل الدين لله فلا يقبل الله من احد القيام به الا رسولا اونبيا اووصيا.
اى كميل ! دين ، دين خداست . و خداوند قيام بر دين را از هيچ كس ‍ نمى پذيرد مگر از رسول يا نبى يا وصى باشد.
يا كميل هى نبوة و رسالة و امامة و ليس بعد ذلك الاموالين متبعين او عامهين مبتدعين ، انما يتقبل الله من المتقين .
اى كميل ! (رهبرى جامعه مسلمين به واسطه ) نبوت و رسالت و امامت است و غير از اينها، يا ولايت از طرف امام دارند يا متحير و بدعتگزار. بدرستى كه خداوند كارهاى نيك را از پرهيزكاران مى پذيرد.
يا كميل ان الله كريم حليم عظيم رحيم دلنا على اخلاقه و امر نابالا خذبها و حمل الناس عليها، فقد اديناها غير متخلفين و ارسلناها غير منافقين و صدقناها غير مكذبين و قبلناها غير مرتابين .
اى كميل ! خداى تعالى كريم و حليم و عظيم و رحيم است خداوند دلالت كرده ما را به اخلاق و صفات خويش . امر كرده ما را كه اخلاق او را در خود پياده كنيم و مردم را نيز وادار به آن اخلاق نمائيم . پس به تحقيق ما، اين وظيفه را ادا نموديم و بدون تخلف و دو روئى ، آن را به مردم رسانيديم و بدون تكذيب احكام و دستورات الهى را تصديق نموديم و بدون شك و ترديد آن را قبول كرديم .
(يا كميل لست و الله متملقا حتى اطاع ولا ممنيا حتى لا اعصى ولا مائلا اطعام الاعراب حتى انحل امرة المومنين وادعى بها).
اى كميل ! به خدا قسم ، من آن نيستم كه چاپلوسى كنم تا مرا اطاعت كنند. و اين تمنا را ندارم كه با من مخالفت نكنند و رشوه به اعراب نمى دهم كه مرا اميرالمؤ منين بگويند.
توضيح آنكه اين اوصافى را اميرالمؤ منين مى شمارد، اوصافى است كه در معاويه و معاويه صفتان وجود دارد چون معاويه گاهى نهايت چاپلوسى را مى كرد براى اغفال مردم و آرزوى او اين بود كه مردم با آرمانهاى سياسى او مخالفت نكنند.
(يا كميل انما حظى من بدنيا زائلة مدبرة و نحظى باخرة باقية ثابتة ).
اى كميل ! كسانى كه از دنيا بهره و رشدند، بهره دنيا زوال پذير وگول زننده است و بهره ما از آخرت ، باقى و ثابت است .
(يا كميل ان كلا يصير الى الاخرة والدى نرغب فيه منها رضى الله والدرجات العلى من الجنة التى يورتها من كان تقيا).
اى كميل ! تمام مردم به سوى آخرت مى روند، ولى چيزى كه ما از آخرت مى خواهيم رضاى خدا و درجات عاليه بهشت است كه از خداى تعالى آن را به پرهيزكاران ارث مى دهد.
(يا كميل من لايسكن الجنة فبشرة بعذاب اليم و خزى مقيم :
اى كميل ! كسى كه ساكن بهشت نشد پس مژده او را به عذاب دردناك و پستى دائمى ).
(يا كميل انا احمد الله على توفيقه و على كل حال اذا شئت فقم
اى كميل ! من خداى را در هر حال سپاس مى گذارم بر توفيقى كه به من عنايت فرموده (سپس فرمود) اگر خواستى بروى برخيز يعنى وقت تمام شده كه اين خود دستورى است درباره نظم در وقت و كارها).